حسن سيد اشرفى

707

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

امر دوّم بخواهد بگويد آن وجوب و تكليف را با قصد قربت امتثال كن . بنابراين ، شارع در اين صورت متوسّل به اين حيله و وسيله يعنى آوردن امر دوّم براى تحقّق غرضش نخواهد شد . چرا كه فرض اين است با انجام نماز بدون امتثال نيز غرض شارع حاصل شده و تكليف از مكلّف ساقط شده است . « 1 » 614 - چرا نيازى به آوردن امر دوّم نبوده بلكه آوردن امر دوّم محال است در صورتى كه امر اوّل با انجام مأمور به بدون قصد امتثال توسط مصلّى ساقط نشود ؟ ( و ان لم يكد . . . فيسقط امره ) ج : مىفرمايد : اگر مصلّى نماز را بدون قصد قربت انجام دهد ولى موجب سقوط امر اوّل نشود و امر اوّل هنوز بر ذمّهء او باقى باشد وجهى براى اين عدم سقوط تكليف و امر اوّل از ذمهء مكلّف نيست مگر آنكه غرض مولى با صرف انجام نماز حاصل نشده باشد . « 2 » زيرا محال است كه امر ساقط شود درحالىكه غرض مولى حاصل نشده باشد . چرا كه اگر با حاصل نشدن غرض مولى ، امر هم ساقط مىشد ، ديگر موجب و دليلى براى ايجاد و حدوث امر توسط شارع نبود . حال وقتى با صرف انجام نماز يعنى بدون قصد امتثال ، غرض شارع حاصل نشود « 3 » ديگر لازم نيست كه مولى براى تحصيل غرضش متوسّل به تعدّد امر و آوردن امر دوّم بشود تا مكلّف بفهمد كه بايد نماز را با قصد امتثال اتيان كند . چرا كه عقل در اين صورت حكم مىكند به وجوب اتيان عمل توسط مكلّف به‌گونه‌اى كه

--> ( 1 ) - بديهى است كه در صورت سقوط امر اوّل و تحصيل غرض شارع ديگر آوردن امر دوّم كارى لغو و عبث بوده و صدور عمل لغو و عبث از شارع حكيم نيز محال است . ( 2 ) - مثلا گفته شده است ؛ اگر مولى به عبدش بفرمايد : « جئنى بالماء حتّى اتوضّأ » آب برايم بياور تا وضوء بگيرم حال اگر عبد براى مولى آب بياورد و شاهد باشد كه قبل از وضوء گرفتن ، ظرف آب از دست مولى بيفتد و آب آن بريزد در اينجا امر از عبد ساقط نشده زيرا غرض مولى كه وضوء گرفتن بود محقّق نشده و اگر عبد بلافاصله نرود و مجدّدا آب بياورد مورد سرزنش قرار گرفته و به او گفته مىشود ؛ چرا معطّلى ؟ مگر نمىبينى كه آب ريخت ؟ با آنكه عبد اتيان مأمور به كه آوردن آب بود را كرده بود . ( 3 ) - چون غرض شارع انجام نماز با قصد قربت بوده است .